X
تبلیغات
رایتل

تابستان خود را اینگونه گذراندم ۱

1384/06/23 ساعت 11:33

 

قلم بر قلب سفید کاغذ می فشارم و انشای خود را آغاز می کنم.

البته بر همگان واضح و مبرهن است که کسب علم برای بشر از هر چیز دیگری مهم تر می باشد و با کسب علم می توان درجه های بلند انسانیت را فتح نمود. بنابراین ما تابستان امسال را با علم آموزی آغاز کردیم. البته چون علم زیادی نیاموخته بودیم کمی مشروط شدیم و کلی اسم در کردیم برای خودمان. چون تا به حال کسی را ندیده بودیم که در ترم اول مشروط شود.

البته ما گناهی نداشتیم. چون از همان کلاس چهارم از گیاه شناسی بدمان می آمد و اصلا هم با ریاضی حال نمی کردیم و کمترین نمره ی کلاس را آوردیم.. و ما اصلا از استاد ریاضی مان خوشمان نمی آید چون کلی حرف بد بد پشت سرش است!

ولی ژنتیک را از آن جهت تجدید شدیم که همه اش تقصیر مخابرات است که تلفن ما را یک هفته قبل از شروع امتحاناتمان قطع نموده و هفته ی بعد از امتحانات وصل نمودند و ما هر چی رفتیم به اداره ی مخابرات، هی می گفتند فردا ساعت 11 صبح می آییم. و من همچنان غرق در این اندیشه بودم که اگر اداره ی مخابرات تقویم ندارد ساعت که دارد!

بنابراین تلفن ما قطع بود و از آنجا که دانشگاه هرمزگان بسیار آپ تو دیت می باشد شب امتحان با ساعت آن حال نکرده و ساعت آن را تعویض نموده و ما را غریق شادی و رحمت بازماندگان نمودند و از آنجا که بنده تا صبح بیدار بوده و درس خوانده ام بنابراین از این درس صفر گرفتم که همه اش تقصیر خودم بود و بس.. اصلا مگر بچه ی خوب باید شب امتحان درسش را بخواند؟

و در اینجا یک نکته هم بود که من خیلی خنده ام گرفت، چون در درس ورزش هم غیبت نموده و بنابراین ورزش را هم باید صفر می شدم و این خود خیلی خنده دار بود! اما چون مربی نازنینمان بسیار پایه بودند به بنده 14 عنایت فرمودند که البته کمی ناحقی نموده اند چون حقمان بیشتر از اینها بود!

 

ادامه دارد...

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo