دیروز، امروز، فردا 2

1384/05/30 ساعت 14:50

دیروز:

_ ... جون؟!

_ جونم عزیزم؟! 

امروز:

_ چیزی گفتی؟

_ گفتم "دوستت دارم"

_ اه... ببخشید. خیال کردم چیزی گفتی!

"به انتهای یک رابطه عاطفی نزدیک میشوید،از سرعت خود بکاهید.."

فردا:

هی فلانی! دل سنگت را به من بده...

باهاش گردو می شکنم، می خوریم... حالشو می بریم!

_ "که عشق سو تفاهمی است بین دو احمق!"

_ الحق!

پ.ن۱: چقدر این روزا الکی الکی عاشق رنگ قرمز شدم! حتما یه نشونه ای چیزی داره..

پ.ن۲: راستی کامیرا!آش پشت پات رو بی خیال شو.. تا تو بیای می گنده که! حالا تو بیا.. دوباره واست درست می کنیم.. اسمشم میذاریم آش جلوی پا!

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo