من همچنان از محنت دیگران بی غمم!

1384/05/22 ساعت 19:55

پست قبلیم انگار به خیلیا برخورده.

چیکار کنم..

به نظر میاد من از محنت دیگران بی غمم!

 

پ.ن۱: مبلغ این اکانت از اولین حقوق منه!

پ.ن2: من این پست رو قبل از اینکه بلاگ اسکای بره تو کما نوشته بودم واسه همین هم حتی نتونستم کامنتهای مربوط به اون رو بخونم تا... همین الان!

 

خانم صبرا نامی! چرا وقتی کامیرا به طعنه یا هر چیز دیگه ای عنوان تنها فرهنگسرای شهر ما رو به کار می بره براش دست می زنید اما چون من این لفظ رو به کار بردم باید از لحاظ دستوری کارشناسی بشه؟! من 3 سال عضو غدیر بودم! و زمانی هم که برای شرکت در کلاسهای فیلم نامه نویسی آوینی داشتم خودمو می کشتم (آخر کلاس تشکیل نشد!) و یا وقتی دو سال پیش در پایتخت در مسابقات داستان نویسی کشور بین اون همه آدم اول شدم و وقتی اسمم رو خوندند با پسوند ... از استان هرمزگان یا وقتی 3 سال پیاپی حداقل در مسابقات فرهنگی داستان نویسی ناحیه اول شدم... متاسفانه وبلاگی نداشتم که برام چنین کامنتی بذاری و اینقدر راحت و ندیده و نشناخته منو به بی فرهنگی و کسی که از فرهنگ چیزی نمی دونه متهم کنی! فکر کنم هر افتخاری رو نباید جار زد!

در ضمن گفته بودی اینجا دانشگاه نیست که... باید بدونی من اونقدر از خبرای دانشگاهم خبردارم که به خاطر عوض شدن تاریخ یکی از دروس اختصاصیم غیبت کردم و ... صفر... مشروط!!! حالا باز باور نکن!

 

 آقای امیر! من اجازه دارم هرجور دوست دارم فکر کنم و شما هم اجازه دارید هر جور دلتون می خواد کامنت بذارید!

 

آقای سیاورشان! مرسی که لذت بردی و مرسی که مرا محکوم به دهه ی هفتادی کردی! شما می گویید دوران اعتراض خیابانی به سر آمده و دوستانتان می گویند ما شخصا اعتراض کردیم! کدامتان را باور کنم؟! از خلیج فارس گفتی و مرا به یاد پست عجیبت در وصف خلیج عربی انداختی!

اگه بلاگرای بندری به فکر نیستند پس این جلسه ی اضطراری واسه چیه؟! عامل اصلیش چی بوده؟ انگیزه و همت خودتون نبوده که اونا رو مجبور به عقب نشینی کرده؟

به این جمله ام ایمان راسخ دارم اما اگر شما هم ایمان داشتی بهتر نبود حداقل در وبلاگت سه نقطه برای تایید حرفم می گذاشتید؟ حتما باید خلاف جریان آب شنا کرد؟ برای جلب توجه باید متفاوت بود؟! در ضمن افتتاح فرهنگسرای اینترنتی تان هم مبارک باشد... هم مبارک شما هم مبارک دختر یا پسرهای محله ی کمربندی یا دوهزار یا هر جای دیگر که الان فقط می دانند دیگر فرهنگسرایی به نام آوینی وجود ندارد تا مثل سابق به آن دلخوش باشند و شبهای دوشنبه و چهارشنبه ی شان را در جلسات نقد و بررسی شعر باشند... افتتاح نت آوینی را به همه ی فرهنگ دوستان بی بضاعتی که از اینترنت فقط نوشتنش را می دانند هم تبریک بگو لطفا!

 

آقای بی نام! جسارت داشته باش و حداقل از این یکی نترس!

 

خانم مریم! گفته بودی نمیشه پشت مانیتور نشست و قضاوت کرد! من درباره ی مسائل هسته ای ایران قضاوت نکردم! درباره ی جنگ آمریکا و عراق هم چیزی نگفتم! شما پشت مانیتورهایتان چیزهایی گفتید و من از همینجا برای روشن شدن ذهن خودم چیزهایی گفتم... کداممان اشتباه می کنیم؟ کدام با کدام برابرتریم؟!

 

پ.ن3: تو عمرم پی نوشت به این طول و درازی ننوشته بودم!


پ.ن۴: 

کی گفته من می خوام به هر قیمتی متفاوت باشم؟!

 

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo