X
تبلیغات
رایتل

اینجا تگزاس است!

1384/04/12 ساعت 01:32

نشسته بودیم پای کامپیوتر داشتیم رالی بازی می کردیم (حدود 2 ساعت پیش) که انگار تو کوچه دعوا شد. ما که خجالت کشیدیم بریم ببینیم چه خبره اما مامانم  نتونست در قبال احساس مسولیت سنگینی که به عهده شه خودشو کنترل کنه...

فکر کنم تو اون لحظه حتی طرفین دعوا هم نمی فهمیدند دقیقا واسه چی به جون هم افتادن! ما فقط دیدیم دو تا از پسرهای کوچه مون که اتفاقا داداشند و یکی از طرفین دعوااند، با شمشیرهاشون از خونه اومدن بیرون! الحمد الله آقایون خونه مون امشب تشریف نداشتند تا با عملیات پاستوریزه شون ما رو از تجربه ی یه هیجان واقعی محروم کنند!

توضیح: البته بر و بچ محله ی ما اینقدر هم خلاف نیستند! این دو تا هم جفت ورزشکارند. کلی هم مقام بین المللی آوردن... شمشیر بازی و کونگ فو

هیچی دیگه. کوچه واسه خودش یه پا استادیوم آزادی شده بود! ما هم جو زده شدیم زنگ زدیم 110... عجیب خر تو خر شد. تا همین یه ربع پیش ملت شیشه شکسته های ماشین و خونه هاشون رو جمع می کردن...

نکته ی جالب اینجاست که دعوای اینا سر بازی فوتبال بوده و اینکه بچه های کوچه ی ما از اونا برده بودن!!! آخه آدم چی بگه؟ این دخترها هم اگه یه جا جمع بشن نمی شینن عین بچگیاشون خاله بازی کنن بعدش قهر کنن، حالا فوقش غیبت می کنن و راجع به چیزایی حرف می زنن که یه خورده شخصیه! دیگه عین بعضی از این پسرای عقده ای (بچه محلامون رو نمیگم ها!) نیستند که... لا اله الا الله. آدم یه چیزی بگه ها!

 

پ.ن الان جام جم داره ارتفاع پست میذاره. من مرده ی این فیلمم. فلانی ... جات خیلی خالیه. (خودش فهمید!)

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo